حس ِبازیکن ِکنار ِ زمینی که هفتاد دقیقه خودش رو گرم کرد و آخرشم نرفت تو زمین بازی کنه!!

 

 

 

هویج ِفودبالی!

نوشته شده توسط فانتالیزا جمعه 28 شهریور1393ساعت 20:44




ريپيتم-4

[كليك]

 

نوشته شده توسط فانتالیزا ادامه مطلب پنجشنبه 27 شهریور1393ساعت 10:29




 

گفتم بهتون كه از پاييز متنفّرم؟

شبيه ِ عاشقاي ِمظلوم و بدبخته!

 

 

هويج.

نوشته شده توسط فانتالیزا پنجشنبه 27 شهریور1393ساعت 10:16




 

با احتساب ِ ترکیدن ِ جهان در سال ِ 2050 و اطرافش و اینکه هر چقدر هم احتمال ِ ضعیفی باشه

اما این یعنی اینکه بشر ِاین سال های باید نمونه ی کامل تر ِنوع ِ خود باید باشه و

به نظرم این یعنی قطع ِ تمام ِوابستگی های ِ دنیاش.بعضی موضوعات خوب هستند و دل ِ ما هم میخوادشون ولی باید یاد گرفت هر لحطه ای که خواست و اراده کرد،تمامش کرد.بله این یعنی قدرت!!

 

 

 

هویج.

نوشته شده توسط فانتالیزا چهارشنبه 26 شهریور1393ساعت 18:5




نميدونم چرا هميشه بايد برنده ميشدم و ميشدم هم!

 

اعتراف ميكنم من يك بچه ي بازي به هم زن بودم وقتي ميباختم!

رفته رفته ياد گرفتم فقط سعي كنم بازي رو ببَرم و بازي به هم نخوره اگه باختم!!

رفته رفته رفته،ياد گرفتم اصلا بازي نكنم!!!

 

 

 

هويج.

نوشته شده توسط فانتالیزا سه شنبه 25 شهریور1393ساعت 10:3




تُف تُفی های سطحی!!!!

 

ولی بعضی اوقات هم اینطور فکر میکنم، اونایی که میگن کار دارم ونمیرسم کامنت جواب بدم و میگذارن دو ماه از رو کامنتی که دادی بگذره و جواب بدن...و یه جورایی ملومه الکی میگن (و کاری به اصلیاش ندارم!!!!!!)همونایی هستن که اوایل ِ وبلاگ نویسیشون گیر ِ یه کامنت ِ مردم بودن و هی بغل ِ وبلاگشون اصرار میکردن که اومدی حتما کامنت بده!!!!و هی میومدن به آدم گیر میدادن که بیا بخون و کامنت بده!

وقت نداری کامنت دونی رو باز نگذار و ملت رو ترغیب به کامنت نکن و برو کنار باد بیاد اصلا!!!

 

 

 

هویج ِ شیطان میشویم!!!

نوشته شده توسط فانتالیزا سه شنبه 25 شهریور1393ساعت 0:25




 

تشكر كنيد تشكر كنيدخوبه،

ولي اساسا فكر ِ"بچه بيايد زور بزنيم آمريكا رو ببريم تا ايران صعود كنه" از طرف ِآرژانتيني ها به نظر ِ شمام مسخره نيست؟

 

 

 

هويج ِهان؟!

نوشته شده توسط فانتالیزا دوشنبه 24 شهریور1393ساعت 9:55




بله درست حدس زدید یه بازی وبلاگی دیگه :دی

 

راستش جدیدا اصلا کتاب نمیخونم!

راستش کتاب هایی غیر تاریخی،مذهبی، سیاسی و در کل به قول ِخودم غیر ِخدا پیغمبری(!)دیگه توجهم رو جلب نمیکنه و روحم رو به هبچ وجه سیر نمیکنه و به فصل ِاول رسیده  و نرسیده ترک میشن!!

راستش حرف ِ معرفی که میاد، دیگه صحبت ِخودت نیست و مجبوری اثری معرفی کنی که قابل باشه و بتونی عواقبش رو قبول کنی!

راستش وجود ِ تنوع ِ فرهنگی بین ِ بشر خیلی خوبه و من کنجکاو ِ این تفاوت ها هستم .

کتابی که میخوام معرفی کنم خاطرات ِ یک گیشا هست و چند سال پیش خوندمش و همچنان یادم هست اتفاقاتش و واقعی هست جریانش.تقریبا مثل ِ سینوهه از جهت ِ جالب بودن ِآشنایی با یه فرهنگ.

یک کتاب هم از سرخپوست ها اگه پیدا کنم و بخونم، خیلی خوب میشه!!

مُرسی از دوست ِ عزیزی که قابل دونست و دعوتم کرد.

 

 

 

 

 

هویج.

نوشته شده توسط فانتالیزا یکشنبه 23 شهریور1393ساعت 19:46




 

بعد تازه مي افتيم ميميريم بعد از كالبد شكافي و آزمايش هاي ِ زياد

ميفهمند كه از بيماري ِ"دائم البغلي" يه عمر رنج ميبُرديم!!!

 

 

هويج ِمنو بغل!

نوشته شده توسط فانتالیزا یکشنبه 23 شهریور1393ساعت 0:50




 

يكسري خواب هاي قديمي و خيلي جدي دارم كه بازديد از مكان هايي هستند كه نديدم تا به حال و مطمئن هستم كه چون از قانون ِ فراموشي ِ هميشگي ِ من پيروي نميكنند و نه تنها فراموشم نميشن به هيچ وجه بلكه در طول ِ روز گاها چند بار يادم هم ميان،حتما يك روزي خواهم ديدشون.

 

 

هويج.

نوشته شده توسط فانتالیزا جمعه 21 شهریور1393ساعت 19:3




 

پيوستگي اي كه ابروهاي ِ ميرزاجان پور با هم دارند رو

من و زندگيم هيچ وقت نتونستيم داشته باشيم!!

 

اينم نكته ي سرچم براي عكس!

 

 

 

 

هويج.

نوشته شده توسط فانتالیزا پنجشنبه 20 شهریور1393ساعت 21:22




 

خوابگرد ميگه

 

 

 

هويج ِمنم موافقم باش!

نوشته شده توسط فانتالیزا پنجشنبه 20 شهریور1393ساعت 12:28




 

من آن كاكتوس ِ مغرورم كه نميميرم ز بي آبي، تازه دهنتم آره!

 

 

 

هويج ِدستي بر شعرو ادبيات!

نوشته شده توسط فانتالیزا پنجشنبه 20 شهریور1393ساعت 0:56




خيال داشتيم به درد ِ كسي نخورد

 

اينگونه زندگي كنيم:بيخيال اما بيخيال،بيخيال اما بيخيال،بيخيال اما بيخيال،بيخيال اما بيخيال،بيخيال اما بيخيال...!

 

 

هويج.

نوشته شده توسط فانتالیزا چهارشنبه 19 شهریور1393ساعت 20:30




 

من رو ببخشيد وقتي جفت پا ميام تو احساسات ِپاك ِدلتنگ ِ يارتون

نميتونم هضم كنم حواس ِپرتتون رو از نعمت هايي كه داريد و قدر نميدونيد و دمبال ِ دردسريد!

 

 

هويج.

نوشته شده توسط فانتالیزا چهارشنبه 19 شهریور1393ساعت 20:7




 

خيز ِ علي ِ دايي رو ميبينم براي سرمربيگري ِتيم ِ ملي!

 

 

 

هويج.

نوشته شده توسط فانتالیزا چهارشنبه 19 شهریور1393ساعت 17:48




 

به پاييز بگيد نياد

حوصله ي اون يكي رو اصلا ندارم!

 

 

هويج.

نوشته شده توسط فانتالیزا چهارشنبه 19 شهریور1393ساعت 14:3




به روياهام فكر ميكنم!

 

-دعا كن پولدار شم! قول ميدم جنبه ش رو داشته باشم.

+باشه ولي چطوري؟!

-منم يه موسسه خيريه ميزنم مثه محك و اسمش ُ ميذارم...ايممم اسمش ُ... ميذارم پفك!!

 

 

 

 

 

هويج ِ بيكار نشين دعا كن!

نوشته شده توسط فانتالیزا دوشنبه 17 شهریور1393ساعت 20:40




يكي نيس بگه آخه كي تو رو هك ميكنه آخه؟!!! :|

 

هر بار هم كه يكي از پسورد هام رو اشتباه ميزنم، سريع فكر ميكنم كه

"يا حضرت ِ عباس هك شدم"!!!

 

 

 

 

 

 

هويج ِشكّاك!!!

نوشته شده توسط فانتالیزا یکشنبه 16 شهریور1393ساعت 22:40




معلوم نيس به چي فكر ميكنن

 

يه كواچ و يه تتلو

حالت ِ عادي ِ قيافشون همش نگران ِ

همش استرس ِ

همش ياد ِ قرض و بدهيام ميفتم!!! :|

 

 

 

 

هويج ِ يه كم لبخند بزن خـُ !!

نوشته شده توسط فانتالیزا یکشنبه 16 شهریور1393ساعت 22:25




 

کیستی که من
اينگونه به اعتماد
نام خود را با تو می گویم
کلید خانه ام را در دستت می گذارم
نان شادی هایم را با تو قسمت می کنم
به کنارت می نشینم و
بر زانوی تو
اینچنین آرام به خواب می روم؟

کیستی که من
اینگونه به جد
در دیار رویاهای خویش
با تو درنگ می کنم؟

 

 

 

 

 

هويج ِكپي پيستي!

نوشته شده توسط فانتالیزا شنبه 15 شهریور1393ساعت 16:54




 

همچين ميگه شخصيت ِ مجازي ِ من ُ نبين تو زندگي اينطور نيستم، كه

خب ما همين شخصيت ِ مجازي رو قرار ِ ببينيم و بشناسيم و باهاش كار داشته باشم و قرار نيس بيايم خواستگاري ِ شخصيت ِ اصلي ِشما...!!!!

حتما بايد بي شخصيت بازي در بياري كه اينطوري فكر كنيم؟!

 

 

 

هويج ِملت رفتن تو فضا والا به قرآن!

نوشته شده توسط فانتالیزا شنبه 15 شهریور1393ساعت 16:50




 

گزارشگر ميگه "نور افكن هاي ورزشگاه هم روشن شده تا كيفيت ِ تصاوير بالا بره"

چه فايده داره وقتي بازي كيفيت نداره برادر ِ من؟!

 

 

هويج ِفودبالي!

نوشته شده توسط فانتالیزا جمعه 14 شهریور1393ساعت 19:9




آخرين بار "دا" رو يه صورت ِ صوتي گوش دادم تا فصل ِ نه و از غصه مُردم!

 

آغا يه كاري كنيد و من بعد به جاي ِ كلمه ي"چالش" از كلمه ي پربار تر ِ "گور ِش"استفاده كنيد.

كتاب؟من؟الان؟

من فقط ميتونم اينجا رو معرفي كنم و سپس در افق محو بشم.

چرا، اينم كتاب ِ خوبيه مثلا!

مُرسي ايشون و ايشون بابت ِ دعوت

و ايشون :)

 

 

 

 

 

هويج ِنويسنده ها لطف كنند و كتاب هاي ِچند خطي بنويسند!!

نوشته شده توسط فانتالیزا جمعه 14 شهریور1393ساعت 16:23




عكس هاي سلنا رو پيدا كنيد و ببينيد! :دي

 

يكي از فوايد ِ زشت بودن هم اينه كه دستت به گوشي نميره كه از خودت عكس بگيري و بعدا بخواي هك شي و عكست بيرون بياد ودرد سر شه!

+

 

 

 

هويج ِحالا بماند كه جنيفر هم خوشگل حساب نميشه!

نوشته شده توسط فانتالیزا جمعه 14 شهریور1393ساعت 15:33




 

آیا ویتامین ِلواشک ِ خونتان پایین آمده؟آیا خمارید؟

آیا اهل ِمنزل از میزان ِ مصرفتان شکایت میکنند؟!

آیا میخواهید به زندگی ِ بدون لواشکتان خاتمه دهید؟

دست نگه دارید...ما برای ِ شما پیشنهاد ِ جدیدی داریم

حمله کنید به منبع ِ رب ِانار!

ولی اسراف نکنید که مامان ِ متوجه بشه،با کله تون فودبال بازی میکنه!

 

 

 

 

هویج ِبدآموزی!

نوشته شده توسط فانتالیزا پنجشنبه 13 شهریور1393ساعت 14:7




قوانین ِ زندگی

 

پیدا کنید...

پیدا کنید اونی رو که وقتی میبینینِش،کل ِ صورتتون لبخند میشه!

 

 

 

 

 

هویج.

نوشته شده توسط فانتالیزا چهارشنبه 12 شهریور1393ساعت 21:49




با این اوضاع، از آینده میترسم!

 

به نام ِ خدا،هویج هستم!

ترس ِ خاصی ندارم.

فقط یه کابوس ِ تکراری ِمسخره دارم،از "یه روزی ممکنه به واقعیت بپیونده"،میترسم!

مُرسی کرمویی که منو یه این بازی دعوت کرد.

هر چهار تا عمه م رو به ترتیب ِ حروف ِ الفبا به این بازی دعوت میکنم!!

سرهنگ

ماری جُوانا

متواری

یوزی

 

 

 

هویج ِدویوغ گفدم از اون هم نمیترسم!:)))))))

نوشته شده توسط فانتالیزا چهارشنبه 12 شهریور1393ساعت 16:18




قضیه اصلا شوخی ور دار نیست یعنی!

 

عزیز ِ من(!)

هیچ وقت بعد ِظرف شستن هاتون،اسکاچ رو پرت نکنید ته ِسینک ِظرفشویی

چون ممکنه یکی مثل ِ من بیاد و کله تون رو با شمشیر پرت کنه و باهاش فودبال بازی کنه!!

 

 

 

 

هویج ِحتی اگه مامانم باشه!!

نوشته شده توسط فانتالیزا چهارشنبه 12 شهریور1393ساعت 13:15




روز ِ صنعت ِ چاپ

 

ما دختر ها اگه نیمه ی گمشده های ِخودمون رو هم پیدا کنیم...

باز هم باید بگردیم به دنبال ِ

گوشی تلفنمون که تو کیفمونه و داره زنگ میخوره!!!

 

 

 

هویج ِکجاست اون گوشی ِ من؟!

نوشته شده توسط فانتالیزا سه شنبه 11 شهریور1393ساعت 11:16